تبلیغات
کفش های ماه - تو...
تاریخ : شنبه 12 فروردین 1391 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : Starry Sky

وقتی در خلوت تاریک تنهایی

بلور دلم میشکند

و خرده هایش از چشمهایم فرو میریزد

آرزو دارم در کنارم باشی

 

وقتی کوهی از غصه بر دلم سنگینی میکند

و استخوان هایم زیر فشارش له میشوند

تنها آرزویم این است ...

که تو کنارم باشی

 

وقتی بغض، بیرحمانه بر گلویم چنگ میزند

وقتی قدرت حرف زدن از من گرفته میشود

آرزو دارم تو کنارم باشی...

 

وقتی در میان انبوهی از همنوعانم هستم و باز هم احساس تنهایی میکنم

وقتی حرفی برای گفتن ندارم

تنها میخواهم تو کنارم باشی...

...

 

 و تو هستی... همیشه هستی...نزدیک تر از رگ گردن...همانطور که خودت گفتی...

 

و من منتظر خواهم بود

منتظر خواهم بود تا زمانی برسد

که تو خرده های بلور دلم را دوباره جمع کنی

کوه غصه را از شانه ام برداری

و گلویم را از دست بغض ها برهانی

 

منتظر خواهم بود تا مرگ ما را به هم برساند

و به من قدرت حرف زدن بدهد

تا به تو سلام کنم...و بگویم چقدر در انتظار دیدارت بودم...

 

یقین دارم:مرگ زیباست...آسان است و زندگی سختتر...

امید به آن روز که هیچ فاصله ای بین من و تو نباشد...




طبقه بندی: درد دل، 

  • قالب وبلاگ
  • مای کپی
  • ضایعات