تبلیغات
کفش های ماه - تنها
تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391 | 08:14 ب.ظ | نویسنده : Starry Sky

گویند غبار کویت گوید که تو می آیی

                            بنمای به من کوچه که بر چشم کشم گَردَش...

 

کجاست کوچه معشوق من؟

غروب جمعه که میشود

سوالها پررنگتر جلوه میکنند

 

یاد او در ذهنم جان میگیرد

گویی در اعماق تاریک اقیانوس سرگردانی ام

لحظه ای پرتو خورشید نمایان میشود

 

یاد او در ذهنم جان میگیرد

باد بوی غربت را به مشامم می رساند

بوی تنهایی مردی...

مردی خیلی بزرگ

آرزوهای پوسیده سر بر می آورند...

حسرت با او بودن در دلم شعله می کشد

با خودم میگویم:یعنی میشود؟

اما سیاهی ها توی ذوق می زنند

چگونه با این همه سیاهی به دنبال نور بروم؟

 

قلبم درد می کند

او را می خواهد

می دانم

او را می خواهد

اما او...

سوار تنها کی میرسد؟

کسی چه می داند...

 

مرد تنهاست...

خیلی تنها...

السلام علیک یا داعی کتاب الله و ربانی آیاته




طبقه بندی: درد دل، 

  • قالب وبلاگ
  • مای کپی
  • ضایعات