تبلیغات
کفش های ماه - حقیقت
تاریخ : سه شنبه 2 خرداد 1391 | 04:30 ب.ظ | نویسنده : Starry Sky

 

تو

تنها در میانه راه ایستاده ای

و مینگری به من

من

تنهاتر از همیشه

در اوایل راه نشسته ام

 

و در چشمان زیبایت چیزی هست

یک انتظار

میگویی:نمی آیی؟

 و من فقط میگریم...

به تو مینگرم و میگریم و سرم را تکان میدهم...

 و می پرسم:چرا نمیبینمت؟

 

میگویی:بیا...نزدیکتر بیا...میبینی...

 و من همچنان در اوایل راه نشسته ام...

 

به انتظار که؟

تو رفته ای و من مانده ام...

 

میدانم که هر لحظه صدایت کنم

می ایستی

و دستان گرمت را به سویم دراز میکنی

 و باز میگویی:بیا...

اما در گلویم به جای فریاد، بغض نشسته است...

این بغض لعنتی

که نمیدانم چرا همراه دل سنگم نمی شکند؟

 

صبر کن...

روزی خواهم آمد...ای منتَظَر....

 

 




طبقه بندی: درد دل، 

  • قالب وبلاگ
  • مای کپی
  • ضایعات