تبلیغات
کفش های ماه - گمراه تو بودن قدم اول راه است...
تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1391 | 06:51 ب.ظ | نویسنده : Starry Sky

               

              آپلود فایل و عکس

 

شب است و تاریکی و سکوتی عمیق... خواب چادر لطیفش را بر سر همه کشیده...

 

در گوشه ای محقر اما یک جفت چشم عاشق بیدار است...مینگرد به اولین ستاره ی شب..ستاره چشمک میزند و عاشق نگاهش را از او برمیگیرد...وقتی چشمهای معشوق پیدا نیست چشمک ستاره به چه کار می آید؟ قلب عاشق فشرده میشود...چه سنگین است بار ندیدنت!

لبهای عاشق باز میشود به زمزمه ای آرام:

آه از این عصر! کجایی ای معشوق زیبارو...کجایی ای پاکترین پاکان؟ای زیباترین مخلوق خدا روی زمین!کجایی گمشده ی من؟ میشود روزی پیدایت کنم؟ میشود روزی...؟برای که میگریی؟الهی به قربان چشمان بهاریت...برای من؟ برای من رو سیاه؟ کاش خاک میشدم و نیست میگشتم اما چشمان زیبایت را ابری نمیدیدم.برای من  می گریی؟ می گریی تا اشک هایت آتش غضب الهی را برای گناهانم فرو نشاند؟یا میگریی برای غربت و تنهاییت؟ چند سال صبر کردی در انتظار دوستانی صادق؟هزار سال کم بود برای یافتنشان؟ آه از این آدم ها!

 

قربان غربتت ای تنها ترین نور زمین... 

 

اشکهایم میچکند بی وقفه...قربانت آقا...کاش لایق یاریت بودم...کاش لایق بودم در رکابت باشم...از یارانت باشم...ازکسانی که به سوی تو میشتابند و از تو حمایت میکنند....قربانت مهربانم...می ترسم دیر شود...میترسم تو بیایی و من آماده نباشم...میدانم که اکنون نیستم...

 

خدایا...تو را به چشمهای اشکبار حجتت،تو را به نگاه زیبایش...کمکمان کن...کمکمان کن بتوانیم خود را به رکابش برسانیم...خدایا کمکمان کن بتوانیم انقدر لایق شویم که جانمان را برایش فدا کنیم....خدایا کمکمان کن...

 

متن از:دوست همیشگی ام که نخواست نامش را بنویسم...

 




طبقه بندی: درد دل، 

  • قالب وبلاگ
  • مای کپی
  • ضایعات