تبلیغات
کفش های ماه - دیگر نمیتوانم...
تاریخ : پنجشنبه 5 دی 1392 | 01:27 ب.ظ | نویسنده : Starry Sky
دیگر نمیتوانم شعری بنویسم

این همه وقت
من از عشق میگفتم
از رویا
از نگاه تو
و از دنیای زیبایت

من از امید میگفتم
من از روشنی راهی که به تو میرسید
از نوازش ها و دلگرمی هایت...

دیگر نمیتوانم شعری بنویسم!
دیگر حتی خواب هم نمیبینم!!!
دیگر حتی دلم هم تنگ نمیشود!

مهمان دنیای تو بودم
دنیای سکوت شب
شوق دیدن اولین ستاره
بوسیدن روی ماه...
 و حالا
دنیای خودم
پر است از
پول
زرنگی
دود
آلوده است!
شکل گل ها را از یاد برده ام...

رویاهایم..خیال ها و آرزوهایم را
در سیاهی مطلق
زیر همین آسفالتها جا گذاشته ام...

دیگر هیچ عشق و امیدی در دلم نیست!!!
دیگر حتی خودم را نمیشناسم!

حق بده!
دیگر نمیتوانم شعری بنویسم!!!



طبقه بندی: درد دل، 

  • قالب وبلاگ
  • مای کپی
  • ضایعات